غرغر آنژ...



حالا ببین من از کی دارم میگم...نشستی اونجا هی میگی تو روستاها مردم اینطوری فکر نمیکنن، تو روستاها کسی دستش به اینترنت و مهپاره نمیرسه ،تو روستاها مردم به خاطره ی لقمه نون همه کار حاضرن بکنن ،تو روستا ها اینطوری و اون طوری...

آخه عزیز من ...تقصیر من و تو هم هست دیگه ...تا حالا چند بار شده بشینی پای درد و دل یه روستایی.. ...تا حالا چند بار شده وقتی با برو بکس رفتین شمال  حال و هول و داری صدای اسپیکرو تا ته میبری بالا ، به همسایه های محلیتون فکر کنی و نبری بالا ؟
تا حالا چند دفعه شده که سعی کنی به  سنت و فرهنگ محلی یک روستا  احترام بذاری و بیخیال  ego  شخصی خودت بشی و حالا اون لباس هایی رو که دوست داری نپوشی  و بذاری وقتی برگشتی تو شهر بپوشی ؟ یا اون طوری که دوست داری نخندی ؟ یا اون طوری که دوست داری رانندگی نکنی ؟!؟!

.تاحالا چند بار نشستی با خودت به  دلیل این کینه ای که بین شهری و روستایی به وجود اومده فکر کنی؟؟  (نمیگم که حتما کینه ای هست و  نمیگم که اگه هست  من و تو به وجودش  آوردیم ...)

میگم  آدمایی بودن و هستن که از اینکه کینه ای  این وسط باشه  سود میبرن  ...و به هر دری میزنن تا این کینه رو به وجود بیارن..... قبول کن که من و تو هم  اینجوری کمکی به رفع این کینه نمیکنیم ...

/ 0 نظر / 5 بازدید