کی کجا چه کسی را ؟

امروز از صبح که از خواب پا شدم ،همش به خودم فشار های بیخود و بی جهت وارد کردم که کار مفید انجام بدم و اصلآ وقت تلف نکنم...ولی مثل همیشه که به هرچی فشار بیشتر وارد میاری بیشتر میزنه بیرون،نتیجه عکس داد و این شد که الان میبینی...اومدم و این وبلاگ و تاسیس کردم...نکته انحرافی اینکه همیشه هم جای توجیه بسیار هم وجود داره...مثال اینکه این وبلاگ رو درست کردن اصلآ وقت تلف کردن نیست به چند دلیل ...یکی اینکه من حرف میزنم و خالی میشم...دوم اینکه تو میشنوی و پر میشی ...سوم اینکه اصلآ  شاید حرف من حرف تو هم بود و تو هم خالی شدی ...چهارم اینکه شاید تو یه چیزی گفتی و من پر شدم و شاید هم اشتغال زایی ایجاد شد و یه سری آدم هم اومدن با سطل اینجا صف کشیدن و وظیفه پر و خالی کردن رو به عهده گرفتن ...پنجم اینکه شاید بعد از یه مدت یکی  اومد و در اینجا رو بست و واسه من و تو که  زندگیمون همیشه خالی از هرگونه هیجان کاذب بوده،یک هیجانی  ایجاد شد ...و بلکه هم طرف خوندن و نوشتن فارسی بلد نبود و یک چیزی هم بالا سر پلمپ روی وبلاگ نوشت تا یک موضوعی پیدا کنیم تا قدری هم تفریح کنیم ...

حالا هی بگو داری وقت تلف میکنی ... 
/ 0 نظر / 2 بازدید